|
رضا وحدت پرست |
||
|
رضـــا وحدت پرست نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٩/٢٥ توسط رضا وحدت پرست
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٩/٢۳ توسط رضا وحدت پرست
عشق یعنی
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٩/٢٠ توسط رضا وحدت پرست
کار های زمینی برای شما ... من دنبال کارهای آسمانی ام ...
یکشنبه 1390-09-20 خونه رضا وحدت پرست نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٢/۱٤ توسط رضا وحدت پرست
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٢/۱٦ توسط رضا وحدت پرست
آشنایی واژه ای برای ماندگاری برای امیدواری و خاطره نیز ... نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٢/٩ توسط رضا وحدت پرست
قلب های پاک می شوند حتی بدون باران چشم هایت را پاک کن نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٢/۸ توسط رضا وحدت پرست
وقتی رویا می میرد حقیقت جذبه ای ندارد. نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱۱/۱٧ توسط رضا وحدت پرست
می خواهمت ... و دیگر ... هیچ ...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱۱/٢ توسط رضا وحدت پرست
و از کدام ترانه بگویم آن هنگامه که تو را ندارم و تبسم تو بخاطر من محزون است ...
دلی دارم که اکنون عجیب گرفته با پلک هایی داغ نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱۱/٢ توسط رضا وحدت پرست
And Existence ... is a translation from your lips ... when you laugh ...
SEE: http://rezavahdatparast.blogspot.com/ نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/٢۸ توسط رضا وحدت پرست
{این پست گمشده ای ست در لابه لای تاریخی نزدیک...} روز ها نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/٢۸ توسط رضا وحدت پرست
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/٢۳ توسط رضا وحدت پرست
باز می چرخد ... و سکوتی را بیاد می اندازد که هر گز فراموش نکرده بودم!!! این کلام بی هیچ مقدمه ای برای توست ... دوستت دارم ... نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/٢۳ توسط رضا وحدت پرست
و بودن ... ترجمه ای ست از لبان تو ... هنگامه ای که می خندی ... آسمانی دارم که به اندازه چشمان قشنگت زیباست و همان را می داتم که همان هم توست ... د و س ت ت د ا ر م نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/۱۳ توسط رضا وحدت پرست
می دونم ... گفتم تا تو هم بدونی ... نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/۳ توسط رضا وحدت پرست
و به اندیشه ی سوگند... من نمی دانم؟؟؟! آه ... چه درین سرد، نهان خانه به روز منو تو آمده است؟ که به ناز آمدی یکدگر از روی خوش و باد بهاری نگران می آییم ... لحظه ی آن قسم است... به تو سوگند به زیبایی آن چشمانت و به ایمانت ، به خدایت ، رایت ، سیمایت ... دوستت دارم نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱٠/۳ توسط رضا وحدت پرست
به سرودی تو شبیهی تو به اندازه چشمانت تو به پهنای طبیعت زیبایی .... نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۸/٢٢ توسط رضا وحدت پرست
به من بفهمون کجای سرنوشتم دارم می رم جهنم یا راهی بهشتم ازین دوراهی دلی خوشی ندارم یا می خورم به پائیز یا می رسه بهارم به اسارتگاه همش تبعید می شم با هیچ کوهی سر سازش ندارم یه موجم که با دریا قهر کرده بدون تو من آرامش ندارم گمت کردم ولی غافل ازینکه خدا با این بزرگی گم نمی شه مواظب بودی از دستت نیفتم هوامو داری و داشتی همیشه ... لینک دانلود آهنگ فوق با صدای علی لهراسبی http://rezavahdatparast.persiangig.com/audio/Ali%20Lohrasebi%20-%20Be%20Man%20Befahmoon72599.mp3
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۸/۱۸ توسط رضا وحدت پرست
زندگی زمزمه ایست به دو چشمم باراند زندگی خنده توست
لحظه ای ست که نمی خواهم از آن بگویم نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۸/۱۸ توسط رضا وحدت پرست
دوست داشتن زیباست و این زیبایی سرچشمه تمام رخدادهای نیک است و این دوست داشتن سرچشمه در زیبایی های تو دارد ... پروردگارا یادم باشد ...
مرکز تحقیقات سه شنبه ١٣٨٩/٠٨/١٨ ساعت ١١:٣٨
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۸/۱٧ توسط رضا وحدت پرست
می نویسم و این دارایی را برای با تو بودن به حراج می گذارم از تمامیت خویش آنچه برای توست را در فرا روی نگاه می کارم و آنچه برایم ماندگار است چیزی فراترست از یک یاد ...
سایت دانشکده مهندسی دوشنبه ١٣٨٩/٠٨/١٧ ١٠:٢٣ نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۸/۱٥ توسط رضا وحدت پرست
از آسمان گذشتم چشمه ای دیدم که از ترنم حضور من سرشار بود یادم بود باید صعود را پیشه گزید اینجا ز رنگ آباد است سرخ ست که عاشق ست
مرکز تحقیقات شنبه ساعت ١٢:٢۵ ١٣٨٩/٠٨/١۵ نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۸/۱٢ توسط رضا وحدت پرست
کاش پروانه بودم؟ کاشکی آماده بودم
خوابگاه زنجان دانشگاه شریف تهران بامداد چهارشنبه ١٣٨٩/٠٨/١٢ از دیشب اصلن نخوابیدم ساعت ٠۵:١٨ نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۸/۱۱ توسط رضا وحدت پرست
قلب را فراموش کن تو آنی را داری که هیچ گاه دردی به چشمانت ورود نمی دارد و چشمانت را به زیبایی چشمانش سرمه می بخشد بگذار فراموش شود قلبی که جز برای او می تپد...
سه شنبه 1389/08/11 تهران - سهروردی 17:10
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۸/۸ توسط رضا وحدت پرست
بگذار تا ازین ترانه غمگین رها شوم دانشکده مهندسی ١٠:۵٠ ١٣٨٩/٠٨/٠٨ نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۸/۸ توسط رضا وحدت پرست
از لابه لای برگ های نا امید آنجا که آخرت به جهان ختم می شود آنجا که شاید این ترانه، شاید، شاید این امید در تیرگی جهان بی نوید دارد نوای گمشدگی دارد غبار مرگ بار دگر، ز جهان دور تر روم آنجا که در ورای آینه می شوم سرود آنجا که بی خود و مست و لایزال آنجا که شادیم من بی الم شود آنجا که در عبور هیچ، پا قلم شود آنجا که در کنار من توئی ... این آشیانه سرائی ست بی بدیل آنجا نشان بود که همان قبله گاه ماست
دانشکده مهندسی سالن مطالعه 1389/8/8 10:33 دیری ست که در ورای آینه خورشید در کمین ماست.
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۸/۳ توسط رضا وحدت پرست
وقتی تبسمی شبگیر می شود که زود دیر می شود ... ١٣٨٩/٨/٣ سایت دانشکده مهندسی دوشنبه ١۶:٣١ هوای آسمان حالش غیر دل منست او گرفته و در هم است نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۸/۳ توسط رضا وحدت پرست
به تبسم بیندیش و به روح های مقدس و این کلام که دوستت دارم و دوست داشتن زیباست ...
دانشکده مهندسی دوشنبه1389/8/3 16:22 نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۸/۱ توسط رضا وحدت پرست
می اندیشم و دور تر از هر آنچه که مرا بر ایستایی فرا می دارد تکیه می زنم و شادیم را تقسیم نمی کنم بلکه تقدیم تو می کنم که دوست داشتن زیباست ... به سان تو ...
مرکز تحقیقات شنبه ١٣٨٩/٠٨/٠١ ساعت ١٧:١٢
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٧/٢٩ توسط رضا وحدت پرست
دوباره نسیم می آید و من ز بال پرستو های شاد ترانه ای را ترنم لب هایم می دارم که می گوید: دوستت دارم ... دانشکده مهندسی سالن مطالعه پنج شنبه ١٣٨٩/٧/٢٩ |
||
| تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | ||